حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
466
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
و به شرحى كه سابقا گذشت در آنجا در همين سال بدست براق حاجب بقتل رسيد . جلال الدين پس از اصلاح كار خود بآذربايجان آمد و گردنكشانى را كه در آنجا از غيبت سلطان استفاده كرده و عاصى شده بودند مغلوب ساخت و چون گرجيان به خيال كشيدن انتقام سپاهى فراوان تهيّه ديده بودند با نهايت بىباكى بر ايشان تاخت و بار ديگر تفليس را مسخّر نمود و بباد غارت داد سپس بفتح شهر اخلاط توجّه نمود و در اوايل شوّال 626 آنجا را در محاصره گرفت و در همين ضمن بود كه سلطان علاء الدّين كيقباد سلجوقى پادشاه بلاد روم براى افتتاح باب روابط دوستانه با جلال الدين سفرائى پيش او فرستاد ليكن سلطان مغرور به اين تكليف اعتنائى ننمود بلكه علاء الدّين را بتاختن ببلاد او تهديد نمود . علاء الدين هم با پادشاه ايّوبى ارمنستان بر ضدّ جلال الدين اتّحاد كرد و مصمّم جلوگيرى از او شد . بعد از ده ماه بالاخره جلال الدين شهر اخلاط را كه از متصرّفات سلطان ايوبى ارمنستان بود مسخّر ساخت ليكن كمى بعد گرفتار سلطان علاء الدين كيقباد و لشكريان ايوبى شد و در رمضان 627 در محل ياسىچمن از نواحى ارزنجان از ايشان شكستى خورد و بخوى فرار كرد و چون شنيد كه مغول به قصد او عازم آذربايجان شدهاند بناچارى به صلح با دشمنان خود رضا داد و ما بين او و علاء الدين و سلطان ايوبى ارمنستان صلح برقرار گرديد . پادشاهى اوگتاى قاآن ( 626 - 629 ) چنگيز خان چنان كه در پيش گفته شد در ايّام حيات خود پسر سوّم خويش اوگتاى را بجانشينى اختيار كرد و ساير فرزندان او و بزرگان مغول نيز تبعيّت فرمان او را پذيرفته باطاعت از اوامر اوگتاى پس از مرگ چنگيز سر فرود آوردند و براى آنكه انتصاب او بمقام خانى صورت رسميّت يابد دو سال و نيم بعد از مرگ چنگيز